زلکی یا زلقی {وارگ در بخش بشارت زلقی}
بنام اهورا مزدا: زلکی یا زلقی ذلقی‌ها: طایفه ذلقی یکی از شعب بزرگ ایل چهارلنگ بختیاری است که در منطقه وسیع جغرافیایی از شهرستان خمین در استان مرکزی و الیگودرز و درود و ازنا در لرستان و دزفول و شوشتر و مسجدسلیمان و لالی ودرخوزستان و منطقه لبد در چهار محال و بختیاری سکونت داشته و تاریخ روشنی در گذشته خود و معادلات قدرت در مناطق وسیعی از غرب کشور داشته‌اند . در برخی ادوار مانند اواخر دوره صفویه و دوره زندیه در سطح ملی به سود استقلال و تمامیت ارضی ایران نقش آفرین بوده اند. و جمعیت کنونی آنها تا ۹۰۰هزار تخمین زده شده است. یکی از ۵طایفه ایل چهارلنگ بختیاری است این طایفه درمنطقه ای خوش اب وهوا زندگی میکنند.مردمی بسیار خونگرم-مهماننواز وسخت کوش می باشند.باتوجه به تغذیه مناسب اغلب افراد این  قوم دارای  بنیه ای بسیار مناسب وقوی وهرگزشکست به خود را نمی دهند.....     زلکی ملک طلا بوی چویل زار.......همه دشت وهمه کو ه همه چمنزار.....مردمی ساده .وشیعه دینشان.....مردانگی ودوستی بود ایینشان......از قالیکوه ونیزان تا ملک دیمه.....خروشانندانان از خوزستان تا به میمه..........-برادری وایین قدیمی مثال زدنی است به طوری که اینجانب که به تمام مناطق بختیاری سفر کرده ام هرگز مردمی به خود جوشی و اتحاد این قوم ندیده ام  خصوصا در مراسم عزاداری واحترام به همتباران..ولی متاسفانه شرایط سوق الجیشی باعث شد چه بعد از انقلاب وچه قبل از انقلاب به این منطقه خوب توجه نشود..در حالی که استحکا م این منطقه می تواند دژی محکم برای ایران عزیز باشد  همه طرح هایی که در منطقه است همه نیمه کاره مانده است اکثر ابادیها با توجه به ابادانی سایر روستاهای ایران مانند شمال کشور واستانهای هم جوار کم کم خالی از سکنه میشود.اکثر اهالی روستاهای این منطقه به سایر استانها  مانند اصفهان اراک تهران کوچ کرده انندواین یعنی فاجعه برای یک قوم...موقعییت منطقه.ازشهرستان الیگودرز که وارد میشویم از گردنه قلیان شروع میشود.دهستانی که زبانزد خاص وعام بود با توجه به برافتاب بودن زمستانی بسیار خوش داشت کنون کاملا به خرابه تبدیل شده است .تمامی سکنه این روستای قدیمی از طایفه میانجایی وگروهی از مهاجرین بنام خانواده افروغ یا برد برها که معمولا این خاندان لطف بزرگی به جامعه بختیاری وقوم زلقی کردنند .هرچه زیبایی چه از سنگ قبر وجه ازشیرسنگی های قدیمیکه بر مزار بزرگان قوم در کفت دلزه وقبرستان باستانی بزنوید ومکه دین است کار این خانواده است اکنون استاد مرید افروغ وجان محمد افروغ در سنگتراشی واقعا نمونه اند این خاندان هم پراکنده شدند.ساخته شد سنگ مزاری بدست افروغ.....زلقی تا ابد باشد همیشه پرفروغ.....قلیان دهی که شد کنون ویران.....مردمانش پراکنده گشتنند درایران.....خداوند همیشه یار ویاورشان....که شعر ما دهی راکند باورشان*****روستای دیگری که خالی از سکنه شد روستای چال قلعه بوداسم زیبای ان مزید سابقه تاریخی ان است روستایی که قدمت دیرینه دارد.مرکز داد وستد قوم زلقی بودمردمان این روستا ازطایفه میانجایی بودنند از خانواده قنبری وعسگری که اکنون در الیگودرز وگلپایگان ساکنندالبته قبل از این طایفه اقوام دیگری دراین روستا بوده انند..بعضی انرا چال قلعه یاقلعه تخت گویند اما بعضی انرا چهار قلعه نیز میگوینند یعنی دارای چهار قلعه همسطع که به نظر اولی درستر باشد ..ازدورک نگهی انداز بر چار قلعه....خالی از مردم وکشت ورمه....**** روستای دیگرروستای کاکلستان است در مسیر رودخانه ای زیبادر زمستانش بسیار خوش

اب وهواست وسه روستاست .روستای کاکلستان برافتاب جز معدوده استان اصفهان شده است.کاکلستان  علیا وسفلا هم معدوده لرستان میباشد.اهالی روستای برافتاب  وسفلی از خانواده سرداری میباشند وروستای دیگر از طایفه غیبلاوند میباشند در مسیر رودخانه کاکلستان درختان گز به وفور یافت میشود  شنا وماهیگیری هم از محسنات رودخانه است....کاکلستان بادا همیشه گلستان...بهشت بادا و همیشه بوستان....خوش اب وهوا وپر نعمت ....خدا داد رحمت به این امت*****روستای دیگر روستای مکدین است که شامل دو روستاست  بالا وپایین یکی از زیباترین روستاهای ذلقی است دارای دشتی بزرگ وزیبا مرکز ایلخانی ایل زلقی بوده است سراب و چمشه چمند {بزبان محلی}در این روستاست امامزاده اقا سید محمد هم در این روستاست که کاملا بازسازی شده است اهالی این روستا بیشتر از خانواده تاجمیری وسید سید محمد میباشند .البته گروهی از خانواده کلاغوند از ایل زلقی جدیدا ساکن شده انددر تقسیم بندی جدید محدوده استان اصفهان شده است...مکدین شهر خدا دشت بی انتها ...هر قدم در ان دارد صدها بها....چو بوییم عطر گل وچویل...یادی کنیم از بزرگان ایل..****روستای دیگر روستای گشان است روستایی زیبا وقدیمی مرکز ییلاقی  طایفه جاوند یکی از طوایف ایل زلقی بوده است.کوهستانی وبرف گیر میباشد.جدیدا توسط افریدون شهابی باز سازی شده است وبه طبیعتی بی همتا تبدیل شده است اهالی ان بیشتر از خوانین طایفه جاوند می باشند این روستا قدمتی چند صد ساله دارد..گشان پر از گل ولاله وسنبل....نوازش دهد دل را صدای بلبل...فریدون خان دایم تا ابد یاد باد...دلش بی غم و روانش شاد باد...قلعه پاچه....روستای قلعه پاچه مرکز امور وحکومه ایل زلقی در زمان غلام حسین خان یکی از زیباترین روستاهای ایران در زمان خود دارای لوله کشی اب به سبک معماری قدیم ایران وقلعه ای بسیار زیبا که متاسفانه بر اثر کم توجهی یکی از زیباترین اثار باستانی ایران از بین رفت حاجی خان تاجمیری تا اخر عمر در این روستا بود مرگ او فراموش نشدنی است باغ زیبای قلعه پاچه دارای انواع واقسام میوهابود قلعه پاچه یادگار باغ ارغوانی....کریه کن بر بزرگان تا میتوانی...یادشان گرمی بآد.....دستگردیکی از ماندگار ترین روستاهای ایران مرکز داد وستد و امور خانواده هزارسی بزرگترین طایفه زلقی است بزرگان ودلاوران این طایفه در این روستا زندگی می کردنددارای دشتی زیبا و رودی خروشان که هر بیننده ای را به حیرت وا میدارد از گردشگران تقاضامندم از این روستا دیدن کنند شهر دستگرد جای مردان دلیر ....ز پهنای دشتش دل نگردد سیر...کجایند ان شیران روزگار ....دل از یادشان شد پار پار...یادشان گرامی .. خانواده این بزر گواران با نام خانوادگی خدابخشی بهمنی بههینه و....در الیگودرزواطراف ان زندگی می کنند

 

* شهر مورموری با جمعیتی به تقریب 7000 نفر در جنوب شهرستان آبدانان قرار گرفته است كه 99.8% آن را طوایف ایل كاحیرده تشكیل میدهند مردمان این شهر چه كاحیرده چه غیر كاحیرده همگی به زبان شیرین لری صحبت میكنن .

*شهر دهلران (و دشت بیات و دشت اكبر) یكی از مراكز شهرستانهای استان ایلام میباشد كه جمعیتیش تقریبا 80000 نفر میباشد كه 73% این جمعیت نیز از ایل كاحیرده میباشند.

منطقه پنج برار كه الان از مناطق تاریخی و باستانی كشور به حساب می آیید با وجود قلعه تاجمیری گواه این مدعاست. در این منطقه خان بزرگ ایل كاحیرده كه زمین دارمنطقه نیز بوده بنام قلی خان تاجمیری زندگی میكرده كه به روایت خان تاجمیری بوده است كه به همین دلیل قلعه پنج برار را به نام قلعه تاجمیری میشناسند. این منطقه كه در دامنه كوه كاسه ماس قرار دارد دشتی بزرگ مشرف به رودخانه كرخه و سرسبز با آب فراوان و رودخانه های دایمی بسیار زیاد جایگاه بسیار خوبی برای این ایل بوده است كه در آن زمانها به مانند اكنون به كاشت گندم و جو می پرداختند كه از جمله دامداران این ایل یلاق و قشلاق خود را در میان دو سرزمین پدری كاحیرده یعنی بیات و پنج برار انجام میدادند.

قسمتی از مردمان ایل كاحیرده كه در بیات و دهلران سكونت داشتند به دلیل همجواری با اعراب عراق و فامیلیهای زیادی كه با آنها انجام داده اند همكنون ساكن كشور عراق و شهر اماره میباشند كه آنها نیز به زبان لری با لحجه عربی حرف میزنند و تعداد زیادی نیز در استان خوزستان و شهر اهواز زندگی میكنند.



دهگاه

دهگاه دامنه ایی بینظیر//درمرکز پیشکوه زلقی روستایی است بنام دهگاه که سوابق تاریخی ان نشان دهنده وجود یک شهر بوده است دربین دو رودخانه وادامه ان چسبیده به قالیکوه دارای اب وهوای بسیار لطیف ودلگشا پر از درختان بید وعلفزارهای فراوان در حدود 5کیلومتری این روستا دردامنه قالیکوه نزدیک به 50 چشمه وجود دارد که معروفترین انها چشمه شامسیر میباشد بلندای قالی کو زیبایی خاصی به ان داده است دشت لاله های واژگون در دشت درمنی در 2کیلومتری شمال دهگاه هر گردشگری را به حیرت وا میدارد انواع و اقسام میوه ها در اینجا وجود دارد خصوصا زرد الو -البالو -وهلو بلندای سنگر که در روبروی دهگاه است هر بینندهای را به فکر فرو میبرد-...........دهگا ای سرزمین همیشه جاوید......بهشت زلکی باید تورا نامید .....یاد بزرگانت تاابد یاد باد......دشتت عاری از گزند بادباد.....اشک ریزم از فراقت تا قیامت ..... گو

 یم از خوبی تو روایت در روایت..... سایه بید وصفا جویباران.....ندییدند به خود هرگز می گساران....از زیبایی اینجا هر چه گوییم کم گفتیم حیف که خوبها همه رفتنند وزیباییهای زلقی مانند کل سرزمین بختیاری بد میشود به امید ایندگان  پدرم زنده یاد ابهمن تاجمیری  در تیر اندازی  وکوه نوردی بینظیر ودر شکار بی همتا....یاد وخاطرات او غمی است که از وجودم جدا ناشدنی است یاد کاکا حسین. اامیر سین اجهانگیر همیشه خندان وفراموش نشدنی   یاد باد

زلقی ایلی بزرگ

 زلکی یک ایل می باشد و قابل قیاس با یک طایفه نیست

تا پیش از صفویه منطقه ای به نام بختیاری وجود نداشته است. ظاهراً واژه بختیاری برای اولین بار در تاریخ گزیده (به سال 730 ه )به صورت نام یکی از قبایل لر بزرگ ضبط گردید. (تاریخ گزیده ص 540 ) اما با این حال چون واژه در بعضی از نسخه ها به صورت «مختاری »نوشته شده نمی توان به طور قطع در بارة قدمت واژه بختیاری با قطعیت شخن گفت . به هر حال واژه بختیاری در زمان صفویه هم به صورت نام یک ایل و هم به عنوان یک منطقه سیاسی نام برده شده است. (رک : تذکر?الملوک ، ص 85 ، عالم آرای ،ج اول ،ص 503 ).([1]) در بین کتابهای تاریخی ایران نام بختیاری اولین بار در تاریخ گزیده حمدا... مستوفی که در سال 730 ه. ق. تألیف شده، مشاهده می کنیم و چنین می خوانیم : «در سنه خمسمائه قریب صد خانه کرد از جبل السماق شام به سسب وحشتی که ایشان را با قوم افتاده بود به لرستان آمدند و در خیل احفا محمد خورشید که از وزراء بودند نزول کردند ، بر سبیل رعیتی برزگ ایشان ابوالحسن فضلوی بود... »


   «در عهد او (اتابک هزار سف که پس از سال 550 ه. ق. به اتابکی رسید ) ملک لرستان را رشک بهشت گشت و بدین سبب اقوام بسیار از جبل السماق شام بدو پیوستند. چون گروه عقیلی از نسل علی ابن ابی طالب و گروه هاشمی از نسل هاشم بن عبد مناف و دیگر طوایف و متفرق چون قبایل که انساب ایشان معلوم نیست .»([2])


    پس از تاریخ گزیده در منتخب التواریخ معینی که در سال 816 ه. ق. تألیف شده است در مورد نام بختیاری در طبقه اتابکان لر بزرگ چنین می خوانیم :


     «پس در سنه خمس و خمسمائه قریب صد خانوار عرب از جبل السماق شام بیامدند و داخل رعایا لرستان شده خود را به خیل محمد خورشید که وزیر نصیرالدین محمد بود بستند، پیشوای این صد کس ابوالحسن فضلوی نام داشت. »


    «او( هزار سف ) قایم مقام پدر شد و به ایام دولت خود دار ا لا سلام « مال »(مال امیر ) را دار السلطنه ساخت و چنان معمورگردا نید که رشک بهشت و نمونه ارم شد، چنان که از هر جایی اصول و فحول هر قوم و قبیله متوجه آن ممالک گشتند. از جمله قومی بسیار وحشمی بی شمار ازجبل السماق بیامده بودند، مثل گروه عقیلی از نسل عقیل بن ابی طالب و جمعی هاشمی از نسل هاشم بن عبد مناف و دیگر طوایف متفرقه از هر جای و هر مملکت ، چنانکه : آسترکی، مماکویه، بختیاری، بندایی، کمانکشی، مماسنی، هازفتی، زلکی و امثال زلک بیامدند که اگر متعرض شرح هر یک از اینها گردیم اطناب یابد و ... » ([3])


    پس از دو کتاب مذکور ، شرفنامه بد لیسی هم در سال 1005 ه. ق. تألیف شده، اطلا عاتی در این مورد به دست می دهد که مطالب آن همانند دو کتاب فوق از تاریخ گزیده حمدا... مستوفی است .([4])


    اگر چه در کتاب منتخب التواریخ اسامی همه قبایل را ذکر نکرده است اما با این حال نکته در خور اهمیت آنست که نامبرده از دو قبیله* هازفتی که صحیح آن با زفتی است و زلکی نام برده است. از قبیله اول چندان آگاهی نداریم همین قدر می دانیم که امروزه در منطقه ای به نام بازفت در منطقه سردسیر بختیاری وجود دارد که خاطره قبیله بازفتی را در ذهن مجسم می سازد. قبیله دوم یعنی زلکی هنوز با همین نام باقی است و یکی از ایلات مهم چهارلنگ است.


    یکی دیگر از منابع زمان صفویه که به اختصار از لر ها یاد کرده، رساله کوتاهی است که تحت عنوان «آمار مالی و نظامی ایران در سال 1128 یا تفصیل عساکر فیروزی مآثر شاه سلطان حسین صفوی »به قلم میرزا محمد حسین مستوفی نویسنده رساله خاطر نشان ساخته است که مطالب این رساله را از روی تحفه شاهی یعنی کتابی که هنوز نسخه ای از آن پیدا نشده ، برداشته شده است. در این رساله لرها را به چهار طایفه فیلی، لک وزند، بختیاری وممسنی تقسیم می کند. رساله مذکور ایلات ایران را به دو فرقه دسته بندی می نماید . فرقه ایرانی الاصل که به هیچ طایفه دیگری مخلوط نشده اند، و فرقه ایلات بیرونی که از عهد کیان تا صفویه از ممالک دیگر کوچانیده به ایران آورده و سکنی دادهاند. ([5]  باتشکر از برادر عزیز جناب حمید زلکی

نادرشاه و بختیاریها

   

 

بعد از اینكه نادر افشار بر اریكه تخت شاهی ایران رسید یكی از قدرت مند ترین اقوام ایران لرهای بختیاری بودند كه در برابر هیچ شاهی از ایران سر فرود نمی آوردند انسجام قومی قوی و برخورداری از نیروهای جنگی شجاع ؛ موقعت جغرافیائی ممتاز نادر شاه را وا داشت كه توجه ویژه ای به این قوم جلیل داشته باشد اول نزدیك به چهار هزار نفر از مردان جنگجوی بختیاری را وارد قشون خود كرد تا در لشكر كشیهای خود از آنها استفاده كند و در بختاری نمانند كه برای وی درد سر ساز نباشند نادر شاه آهنگ فتح قندهار كرده بود كه افغانها درهای شهر را به روی سپاه او بستند نادر شاه نتوانست وارد شهر شود آورده اند كه مدت زیادی طول كشید ؛ نادر شاه دستور داد در حوالی قندهار لشكر گاه ساختند كه در حال حاظر بنام شهر نادر آباد در كشور افغانستان است . گویند محاصره قندهار تا 18 ماه طول كشید بختیاریهای سپاه نادر از سستی لشكر نادر شاه به تنگ آمده خود جمع شده به مشورت پرداختند و هم قسم شدند كه هر طوری شده باید دروازه های قندهار را بگشایند طبق برنامه های جنگی خود بختیاریها وارد قندهار شدند و دروازه های شهر را گشودند از سر و صداها نادر از خواب بیدار شد پرسید چه شده گفتند كه بختیاریها قندهار را فتح كردند نادر شاه ازاینكه نیروهای خودش اول نتوانسته بودند وارد شهر شوند و بختیاریها این كار را كردند خود را تحقیر شده می دید اول بر بختیاریها غضب كرد كه با پادرمیانی وزیر او و خواندن بیت شعری به این معنی كه فتح را بختیاری نكرد بلكه قدرت و شوكت نادری كرد نادر شاه از سر تقسیر بختیاریها كه بدون اجازه وی شهر را فتح كردند گذشت . اما پس از این فتح تعداد زیادی از بختیاریها در افغانستان ماندن كه دلیل ماندن آنها نا مشخص است و دو احتمال دارد یكی به دلخواه ماندند كه با توجه به خصوصیات اخلاقی و وطن پرستی و فامیل دوستی و طایفه گری بختیاریها دلخواه ماندن آنها بعید بنظر می رسد و احتمال دوم نادر شاه به اجبار از ترس قدرت آنها با دسیسه آنها را در افغانستان ساكن كرد . در حال حاظر تعداد زیادی از آنها با فامیلی بختیاری در افغانستان زندگی میكنند و جزء قوم هزاره ها قرار دارند. ×××××× در سال 1142هج 1729 1730 نادر شاه به حاكم بختیاری دستور داد تا حدود 200 خانوار بختیاری بانفوذ را به اصفهان كوچ دهد لذا بختیاریها زیر بار نرفتند و نادر شاه به تلافی تعداد هزار بختیاری را كه در سپاه وی بودند اسب و تفنگشان را گرفت و روسای آنها را به جام در خراسان تبعید كرد و بجای 200 خانوار 400 خانوار را بجای تبعید در اصفهان به جام خراسان فرستاد. در سال 1145 هج 1732 1733 م نادر شاه احمد خان بختیاری را كه از ملتزمین ركاب وی بود در جنگ هرات به حكومت بختیاری منسوب كرد احمدخان یكی از روسای یاغی بختیاری را گرفت و كشت این امر سبب شد تا بستگان وی به احمدخان هجوم بردند و اورا به قتل رساندند و به سمت گرمسیر ( خوزستان ) كوچ كردند نادر شاه جهت تنبیه آنها قشون فرستاد و پس از چندین روزی درگیری بختیاریها شكست خوردند و نادر نزدیك به 3000 هزار خانوار كه بیشترشان هفت لنگ بودند به نواحی خراسان تبعید كرد اما در سال 1147 هج 1734 1735 بختیاریهای تبعید شده از رنج دوری سر به شورش در آورده و راهی بختیاری شدند . نادر شاه قشونی به فرماندهی بابا خان چاپشلو بیگلر بیگی لرستان به دفع آنها فرستاد پس از زد خوردی شدید بسیاری كشته و بقیه دستگیر و نادر دستور داد تا آنها به جام نزد دیگر بختیاریها فرستاده شوند . لشكر كشیهای نادر به بختیاری و تبعید دائم بختیاریها مخصوصا خانواده های سر شناس مردم این قوم را به ستوه آورده بود و بختیاریها مرتب بدنبال فرصت می گشتند تا عقده خود را از ظلم و جور نادر خالی كنند در سال 1148 هج 1735 1736 م فردی بنام علی مرادخان  كه بزرگمردی بیباک نترس از طایفه زلكی چهارلنگ بوده علم طغیان بر افراشته و طوایف زیادی به گرد او جمع شدند . نادر شاه سپاهی گران به دفع وی فرستاد اما پس از چندین مرحله درگیری سپاه نادر هر بار با شكست مواجه می گردید .انواع خیانتهادر این نبرد دلیرانه به علیمرادخان زلکی از سوی بختیاریها شد پس از اینكه تمام حاكمان منسوبی نادر در اطراف بختیاری نتوانستند بر علی مرادخان و اطرافیانش فائق آیند وهمه فرماندهان نادر کشته شدندخود نادر آهنگ بختیاری كرد در مرحله اول گروهی از نیروهای افغان و اكراد را به جنگ بختیاریها فرستاد كه با شكست مجدد سپاه نادر توام شد خشم نادر با یورش همه جانبه به بختیاریها سبب شد تا تعداد زیادی از بختیاریها كشته و یا به اسارت نادر در آیند علی مرادخان با خانواده و تعداد اندكی نیرو به رشته كوه كور كنس ( كور ناس ) پناه برد سپاه نادر محل وی را یافتند پس از زد خورد اندكی او را گرفته و نزد نادر بردند نادر شاه دستور داد تا دست و پای اورا بریدند و هرد دو چشمش را از حدقه در آوردند و بختیاریهای اسیر را با وساطت فرماندهان بختیاری در سپاه نادر مورد عفو و به جام خراسان تبعید كد.بیشتر بختیاریهای تبعید شده در نواحی خراسان ازجمله نوخندان در گز ـ جام گناباد و. می باشند و در دیگر استانها مانند سمنان یزد كرمان زنجان قم تهران فارس و .تعداد زیادی بختیاری به اجبار ساكن شده اند.

طوایف کلی بختیاری

 

هفت لنگ 

هفت لنگ بختياري به چهار طايفه تقسيم مي شود

1-دورکي 2- ديناروني 3- بابادي 4-بختياروند 

دورکي 7طايفه است 

1- زراسيوند  2- اسيوند 3- موري 4- قندعلي 5- بابااحمدي 6- عرب 7 – آسترکي

1-1-زراسيوند

سهي – سزار – نورآباد 

             سهي      

ايهاوند- کورکور

سزارو و نورآباد شعبي ندارد

ايهاوند

احمد خسروي –توشمال -  عمله جات – چقاخورنشين –ايها- الاسوند- سهو-مير-زنبور

کورکور

خدرسرخ – خدري- گرگه- باپير- سيف الدين ون 

1-2-اسيوند

بردين – پل – خواجه – گاودوش-سهماروند

1-3- موري

بابايي- علي جان وند- بٌوري – بَوري

1-4- قندعلي

خليل وند- ورناصري – صالح باوري

1-5- بابااحمدي 

کشکي – سراج الدين – درويش آدينه

1-6- عرب 

کنگرپر- اولاد علي بيگ 

1-7- آستريکي 

چاربري – گاييوند 

ديناروني چهار طايفه دارد 

1- اورک 2- طوايفي که در مال امير هستند 3- بابادي4-بختياروند 

2-1- اورک

موزرمويي – خواجه – زنگي – غلام – کشي خالي – اولاد حاجي علي – غريبي – جلالي – ممسني – چهار بيني چه 

2-2- طوايفي که در مال مير (سوسن) هستند

نوروزي – بويري- سرقلي – لجمير اورک – گورويي- شيخ عالي وند- شالومال – اميري – کورکور- عالي محمودي – علي محمد خاني – عالي محمودي علي مردان خاني – بندوني – شالو

2-3- بابادي  

عالي انور – عکاشه – راکي – کله – ململي -  

عالي انور

نفي عبدالله – عالي ور- آرپنايي – مير قايد- رهزا 

عکاشه

مراد- عالوني – چوي – شهرويي – کلامويي – کله سن – سله چين

راکي  

کلاوند- قاسم وند- ارزويي وند- مد مليل  

کله

گله – پبدني – احمد محمدي

ململي 

سله چين – کوراوند- ليموچي – حلوايي – شهني – نصير – گمار 

2-4- بختياروند

بختياروند- عالي جمال – جانکي سردسير

بختياروند

منجزي – علاءالدين وند- بليوند- وه ناشي – استکي – سرو- لروزيي – مشهدي مرداسي-بهداروند

عالي جمالي

يردي- برام عالي  

جانکي سردسير 

جليلي – معموري – ريگي – بارزي – بروبرو- هلوسعد- شياسي – سوتک – بوگر


چهار لنگ بختياري

مشتمل بر 5 طايفه بزرگ است

1- محمد صالح 2- کنرسي 3- موکويي 4- زلقي 5- ممي وند

1- محمود صالح

به 8 تيره تقسيم مي شود

1- اورش 2- مم جلالي 3- کاقلي 4- عادکار 5- ال داود 6- قلي 7- آردپنايي 8- ممزايي

8-1 ممزايي به 16 شعبه تقسيم مي شود

1- خليل 2 تساروند 3- دويروند – 4- فرخ وند 5- جمال وند 6- خون باوا 7- چهار بره  8- دريالايي 9- بدرقه  10- گورويي 11- موزرميني 12- اورک 13- بادا 14- هاروني 15- گشول 16- دودنگه 

2- کنرسي

به 24 تيره تقسيم مي شود

1- محمد جعفري 2- پاپا جعفري 3- عالي جعفري 4- غريب وند 5- هر کل 6- گشتيل 7- سندلي 8- ايش گشاس 9- گريجه 10- سيلان 11- جانکي گرمسير 12- پوستين بکول 13- اسفرين 14- بوربورون 15- ورمحميد 16- استکي 17- عاشوروند 18- عالي وند 19- برون 20- تمبي 21- شيخ 22- سهوني 23- زنگنه 24- گل گيري  

2-11 جانکي به شش شعبه تقسيم مي شود

1- مکوند 2- زنگنه 3- کردزنگنه 4- بلواسي 5- آل خورشيد 6- ممبيني

2-22 سهوني به شش شعبه مي شود

1- باورساد 2- حموله 3- کهيش 4- مترک 5- سنگي 6- ساد 

3- موکويي

به 6 تيره تقسيم مي شود 

1- شيخ سعيد 2- پيرگويي 3- خوي گويي 4- ديويسي 5- شياس 6- مهدور 

4- زلقي  

به پنج تيره تقسيم مي شود

1- دوغ زني 2- جاوند 3- هزارسی 4- چهارطایفه 

۵   بریموند               5- ممي وند 

به پنج تيره تقسيم مي شود

1- بسحاق 2- پولاد وند 3- عبدال وند 4- حاجي وند 5- عيسي وند  

5-1 بسحاق به 11 شعبه تقسيم مي شود

1- بري 2- گرگيوند 3- جليل وند 4- خانه قايد شهر وسوند 5- ملک محمودي 6- آدينه وند 7- شهر وسوند 8- خانه صلاتين 9- ميزه وند 10 – اتابک 11- صوفي 

5-2  پولادوند به 5 شعبه تقسيم مي شود 

1- هيودي 2- سالاروند 3- خانه جمالي 4- خانه قايد 5- گراوند

5-3  عبدال وند

به 8 شعبه تقسيم مي شود

1- گوشاردي 2- بيران وند 3- درويش 4- زرين چقايي 5- توني 6- ماهرودي 7- ده قاضي 8- چکان

5-4 حاجي وند

 به چهار شعبه تقسيم مي شود

1- غالبي 2- زيدقايد 3- هيل هيل 4- الياسي-5 خسروی

5-5 عيسي وند

به هفت شعبه تقسيم مي شود 

1- خانه قايد 2- گيرويي 3- ورکي 4- زيبايي 5- اداوي 6- گورويي 7- جعفر وند...

==زلكي(زلقي)==

ايل زلكي«زلقی» یکی از ايلات مهم شعبه يا جرگه [[چهارلنگ]] از بزرگ ایل [[بختیاری]] و از قوم [[لر]] مي باشد.
این ايل متشكل از 5 طايفه بزرگ و داراي بيش از40 تیره میباشد که هرکدام از تيره ها، به نوبه خود از چند اولاد، و هر اولاد از چند تش ،وهر تش از چند كو، و هر كو از چند کروبو يا خانوار،تشكيل شداست.معمولا تيرهاي يك طايفه ،داراي نياي مشتركي ميباشندويا به صورت نسبي يا سببي باهم پيوند خويشاوندي دارند.
* قوم [[لر]]
** [[بختیاری]] (لر بزرگ)
*** شعبه چهارلنگ
**** ايل زلکی(زلقی)
***** طايفه
****** تيره
******* اولاد
******** تش(tash)
********* كو(koo)
********** كر و بو(kor-o-buo)


=== طوايف وتيره هاي ايل زلكي (زلقی)عبارت اند از: ===
 
1)طايفه هزارسي(خورجين) شامل تيره هاي :اولاد آخدابخش -(جهانبخش-ذلفقار-جعفرومحمدباقر-جهانگیروظهراب) آباوا( بابا) - آ عباس - آ بختيار و جوبازوند(جانبازوند)-سه تيره معروف به پزي شامل:( محمد وند- سليمان وند(سليمووند)-حسن وند(حسه وند))-دراشگفتي -ترپي- بي آبي(بي اويي)-مدروك-مفروش -ليركي .

2)طايفه دوزني (قالي)شامل تيره هاي1-1:خان(تاجميری-۲شاهمنصوری1-غيبي وند رحمت وند(رمدوند)-4-1جمال وند 5-1-ماندني(موندني)-قوچعلی-ممدوزنی)6-1-تيره هاي معروف به وندوندگري شامل:(شيخ گوشه-غيب اله وندالانوعباسي(اولاد آحسين عبداله)-غيب اله وند سرقلاعي(اولاد كلي جلي)-شمس الدين وند-شيخ باباروزبه)-كاهگوني-گانر- حيدروند(حدروند).

3)طايفه جاوندشامل تيره هاي :ايسوالي(عيسي والي)1-3خان2-3ارجنگی3-3خمکاروند4-3شهکه وند5-3شیخ6-3گیوه کش-سهرسهر[(سرخ سرخ)قربانوند-عباسوند-چنگری-اسدوند]

4)چهارطايفه شامل تيره هاي:(ميكوروكلاوند-مينجايي(ميانجايي) چپال-چهاربري چهارلنگ)-پيراحمد فداله(فضاله)-ولاتي و دره كاييدي.

5)طايفه بريم وند(ابراهيم وند)شامل تيره هاي:تشمال(الخاص وند)-ابول وند-حيدر وند-مهلي وند-قاسم وند-غلام وند.
تيره بلفويي ازتيرههاي وابسته به ايل زلكي ميباشد.

== زیست بوم ==

مناطق سکونت این طايفه در جنوب استان های [[مرکزی]] و [[لرستان]] و شمال استان [[چهار محال و بختیاری]] و نیز در شهرهای شمالی و شرقی استان [[خوزستان]] میباشد.

=== برخی شهر های محل سکونت ===
[[الیگودرز]] ، [[دورود]] ، [[خمین]] ، [[اندیمشک]] ، [[دزفول]] ، [[شوشتر]] ، [[گتوند]] ، [[مسجد سلیمان]] ، [[هندیجان]]-استان اصفهان
:هرچند به دلیل قرار گرفتن مقر ریاست این ايل در طول تاریخ در منطقه الیگودرز و نامگذاری بخش بزرگی از حوزه جغرافیایی این منطقه بنام بخش زلقی این گمان به وجود آمده است که سکونت گاه اصلی این ايل مکان مذکور است اما ، شواهد تاریخی و جغرافیای انسانی این ايل حاکی از آن است که زلكي ها( زلقی ها) از دیر باز در اکثر مناطق لرستان بزرگ(مناطق یاد شده) سکونت داشته اند.ریاست این ایل ازدیر باز بر عهده خوانین تاجمیری بوده است

== دیدنی های منطقه زلقی ==

مناطق زلقی نشین به دلیل گستردگی در مناطق با آب و هوای کوناگون ( [[سردسیر]] و [[گرمسیر]]) دیدنیهای متفاوت و ممتازی را در دل خود جای داده است .
این دیدنیهای طبیعی شمال مواردی همچون کوه ، جنگل ، رودخانه ، آبشار ، دشت لاله ، مناطق حیات وحش ، مکانهای تاریخی و ...میباشد:

* [[قالی کوه]]روستای دهگاه-روستای قلعه پاچه
* رود [[زالکی]]-رودکاکلستان
* [[آبشار آب سفید]] (او اسبید)
* [[دشت لاله‌های واژگون]] در بخش زلقی
* [[امام زاده محمد ابن حسن(ممد حَسه)]] -امامزاده سید محمد مکدین
* [[قبرستان تاریخی بزنوید]]-قبرستان دلزه
* [[کوه تمندر]]-کوه دیراز -کوه بریه کوه ونیزان-کفت نمک
* [[سد رود بار]] ( در حال احداث)
* [[آب لیروک]] -روستاهای دراشکفت -کیش
* [[شط تمی]]

ادامه نوشته